|
|
...گل خفته من اگر دنیا فقط یک شب متعلق به من می شد آنگاه آسمان را به شوق دیدار دوباره تو می پیمودم و نور را از ماه به دیده گان خواب تو می بخشیدم و شب نقره ای را از پشت دورترین سیاره برایت بیرون می آوردم .......تا که چشمان تو دوباره پُر ستاره شود ...اما افسوس که دنیا سرابی بیش نیست ...و من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنها ترم ...با دستانی خالی .....گل آرزوی من چشم بُگشا تا بنشینم بگویم با تو که چه اندازه تنهائی هایم بزرگ بوده |
|
<$BlogItemCommentCount$> Comments:
<$BlogCommentBody$>
<$BlogItemCreate$>
<< Home